IN THE NAME OF GOD اين را بدان صداي پاي هيچ مسافر ديگري سنگيني سكوت جاده هاي رويايم را از هم نخواهد پاشيد مگر آنكه تو بخواهي غريبه اي را به حريم قلبت راه دهي همه آدما زندگی میکنن تا دلشون رو به کسی بدن اما من دلم رو به تو میدم تا زندگی کنم . اون لحظه ای که میبوسیدمت دلم میخواست از فرط خوشبختی داد بزنم اما وقتی یادم اومد سخترین لحظه زندگیم یعنی وداع به کمین نشسته رنگ صورتم به رنگ باران اشک در اومد . تقدیم به بهترینم به عشقم به تنها عشق زمینیه من در پایان رنگین کمان جام طلائی خورشید را می بینی در پایان هر داستان در می یابی که همه چیز گفته شده است ولی عشق ما تنها گنجینه ایست تنها قلبهای ما می توانند از ان بهره گیرند و عشق ما داستانیست که پایانی ندارد در پایان رودخانه اب از خروج و جریانش می افتد در پایان جاده دگر جایی برای رفتن و ادامه دادن نیست اما تو عزیزم فقط بگو که دوستم داری و تنها از ان ان منی انگاه عشقمان تا پایان زمان ادامه خواهد یافت تا پایان زمان نردبان زندگی ما و منی ایست عاقبت اين نردبان افتادني است لاجرم هر کس که بالاتر نشست استخوانش بیشترخواهد شکست

![]()

+
نوشته شده در ساعت 2:7 PM توسط eric
|
