![]() |
![]() |
|
|
in the name of god بيا شاد باشيم و شاد ماني كنيم ،گره از دل تنگ خود وا كنيم
بازای که تا به خود نیازم بینی
![]() اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
**********************************
دل و جون مي زاشتمت
|
|
در محضر خدا
توقف چرا؟ سلام پدر اسمانی من من پسری تنهام پدر یه خواهش دارم از این دنیای با ادماش خسته ام من یک نفر رو تو این دنیا دوست دارم حق من از این دنیا چیه من دیونم خدا می دونی از هیچی نمی ترسم
کاش ميدانستي دنيا با همه ي وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را از کوير گونه هايم مي گيرند اي که ديدگانم از تنهايي تو الفباي اشک ريختن را اموخته اند و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند؟ چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر نميکني و براي چشمان مانده به راهم دستي تکان نمي دهي؟ بي تو قناريها خوش اواز نيستند و اسمان چشمانم هميشه باراني است بي تو من درختي خشکيده در پاييزم
تو اگر مي دانستي كه چه دردي دارد كه چه زخمي دارد خنجره از دست عزيزان خوردن , از من خسته نمي پرسيدي:آه اي مرد , چرا
ذات بخشش
یکی از سر بازان ناپلئون جنایتی کرد و به مرگ محکوم شد
روز اعدام مادر سرباز التماس کرد که زندگی پسرش را به او ببخشند
خانم عمل پسر شما سزاوار ترحم نیست مادر کفت : میدانم اگر سزاوار ترحم بود که دیگر به بخشش احتیاجی نداشت بخشش یعنی اینکه :
وقتی ناپلئون این جملات راشنید دستور داد حکم اعدام را به تبعید تبدیل کنند
|
|
من میدانم که روزی خواهم مرد مرا
در تابوتی سیاه بگذارید
رفتم
نرسیدم
تابوتم بکشید تا همگان بدانند که
هر
چه ظلمت
در این دنیا بود کشیدم ![]() اگه غمگین اون از غصه توست یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ و ندیدی دل نبود توی دلم تو رو گرگا نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن الهی من فدای تو چیکار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو یه دفعه مثل پرنده قفس عشق و شکستی پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی دل نبود توی دلم گم نشی توی کوچه باغا غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگین اون از غصه توست یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ من تموم قصه هام قصه ی توست یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی تا آتیشه دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات انقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم
اگه عشق مني چرا با ديگروني If you my love what you be with others
آهاي توئي كه از من باهر رنگ وفريبي.... ميخواي دل ببري بازولي با من غريبي.... اگه تو حقه بازي منم دستتو خوندم....
يكي ديگه رو توي قلبم به جاي تو نشوندم.... اگه عشق مني چرا با ديگروني؟..... ميخواي بري برو چرادل ميسوزوني...... ولي يه روزمياي كه ديگه خيلي ديره.... يكي ديگه تو قلبم جاي تو رو ميگيره..... گفتي عشق مني چرابا ديگروني..... تو كه دل نميدي چرادل ميسوزوني...
غزل لبهایت را به کدام غریبه سپردی؟ که من گم و گیج به دنبال صدایت میگردم گرمای دستانت را به بهانه نداشتن روسری سبز و ابی از من گرفتند!!! اما چشمهایت سهم من باشد نگاهم کن،بمیرانم... تیر بارانم کن با سلاح دیدگانت من اخ نمیگویم زیر این رگبار وای سوختم... که بود گفت اتش بس؟
خداوندا در این سکوت و تنهایی بار دیگر به تو پناه می آورم.
تا پناهگاهم شوی می دانم اگر رحمتی باشد از توست و اگر عشقی باشد
باز هم از توست. "ای بخشنده ترین و مهربانترین"
با تمام وجود می پرستمت و عاشقانه نام مقدست
را بر زبان می آورم تویی که معنای واقعی عشقی .....
کنار آشیان تو من آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال میکند برای چه تو زنده ای
برای زندگی خود تو را بهانه می کنم
خدايا تو رو به بزرگيت قسم كه
مرگ رو به من هديه كن
ما شقایق های باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است زخمها ازتیغ و طوفان خورده ایم
Life is name Love is game Rememmber Name Play the Game شب اول قبر
روز اول قبر
|
||
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غم مرگ پدر کوچک غمي نيست. جگر مي سوزدو درد کمي نيست. پدر زيبا گل باغ وجود است. که بي او زندگي جز ماتمي نيست. |
| پیوندهای روزانه |
|
تنهاترین علی دنیا آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
GOD ¸.•*نگــــین عشـــق*•.¸ ... آرزوی همیشگی من خاطرات سحر هســـــــــــــــــــــــتی وروجــــــک پــــــــــــری هاااااااااا |
|
RSS
|