![]() |
![]() |
|
|
عشق چيست؟
از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود. از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد. از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد می شود ...... روشنفکر و هنر مند
..... دو بيتي
...... گوهر درون
...... هنر زندگي
..... من ابر بارنده به دريا ميگفت ..... لجبازي ..... امضا
..... دوستی « پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.» ...... |
|
تولدي ديگر زندگي شايد يك خيابان درازيست كه هر روز زني با زنبيل از آن
ميگذرد زندگي شايد ريسمانيست كه مردي با آن خود را از شاخه مي
آويزد زندگي شايد طفليست كه از مدرسه برميگردد زندگي شايد افروختن سيگاريست در فاصله رخوتناك يا عبور گيج رهگذري باشد كه كلاه از سر برميدارد و به يك رهگذر ديگر با لبخندي بي معني ميگويد:"صبح بخير" زندگي شايد آن لحظه مسدوديست كه نگاه من در ني ني چشمانت خود را ويران ميسازد و در آن حسيست كه من آنرا با ادراك ماه با دريافت ظلمت خواهم آويخت |
|
سلام دوستان گلم
اریک دوباره برید از خودم خسته شدم مرثی از تک تک شما دوستان خوبم ........................... الان داغونم دوستتون دارم امیدوارم عمری باقی باشه بازم بتونم اریک موزیکو اپ کنم برام دعا کنید فقط دعا goodbye |
|
کوچه بی تومهتاب شبی بازازان کوچه گذشتم همه تن چشم شداو خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه جانم گل یاد تودرخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی به لب ان جوی نشستیم توهمه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت یادم ایید تو به من گفتی از این عشق حضرکن لحظه ای کم بر این اب نظر کن تو که امروز به نگاهی نگران است باش که فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفرکن با تو گفتم حضراز عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من تمنای تو پر زد چو کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست.
رها کن! بي نياز هر چشم تنگي، ديده جانت را به روي دوستي هاي تازه بگشا.ورود تازه واردي مهربان را با همه اميدي که به زندگي داري به خودت، به من دلتنگ و به همه دوستاني که محبت تو را مي جويند نويد بده، تا متبرک و پرنشاط اين نيز بر تو بگذرد..........
براي آنها كه بيتقصيرند:
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
|
|
كلاس درس در كلاس انتظار درسهاي گوناگون هست، درس دست يافتن به آب و نان، درس مهر و محبت، درس قهر، درس آشنا شدن و درس با سرشك غم از همديگر جدا شدن. در كنار اين معلمان درسها و در كنار پنجره هاي صفر ونمره هاي بيست! يك معلم بزرگ نيز در تمام لحظه ها و تمام عمر در كلاس هست
و نيست نام او "مرگ" است و آنچه را كه درس مي دهد "زندگي" است.
...............................
سوگند به كتابهايي كه در قفسه ي كهنه ي كتابخانه ام به من نگاه مي كند سوگند به آخرين برگي كه از شاخه ي درخت انجير بر زمين مي افتد
سوگند به واژه هايي كه كبوتر وار به سوي تو پر مي كشند
به مرغ هاي آسمان نيم نگاهي هم نمي اندازم
و جواب سلام آهوان منتظر را نمي دهم
به شرطي كه تو در كنارم باشي
.................................. تنها کسی خوب مرا درک می کند
یک روز زادگاه مرا ترک میکند!!!! ................................................. هر کجا عشق باشد موفقیت و ثروت هم هست wherever there is love there is also wealth and success!! تقدیم به بهترینم!! ببینید !!!!!! http://www.mrsignandprint.com/movies/movies.mv?moviename=3men
|
|||
|
تو ایینه خودتو ببین چه زود زود توی جونی غصه امد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اج جونب غبار غم بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا اخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش میگفت یه روز میزاره میره خودش می گفت یه روز خاطرهارو میبره از یاد اخه دل من دل ساده من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار اخه دل من دل دیوونه من دیدی انم تنهات گذاشت بعد از یه عمر عازگار اخه دل من دل دیوونه من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار دیدی انم رفت انم تنهات گذاشت رفت تو موندی بی کس یو یک عمر خاطره پیش روت دیگه نیمیاد دیگه پیشت نمیاد از اون چی مونده برات به جزء یه قاب عکس ربروت اخه ذل من دل دیوونه من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی تاکی میخوای بشینی چشم به در بدوزی در پی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه خودت بخواد تو رو
|
|
رو می کنم به ایینه رو به خودم داد میزنم
ببین چه قدر حقیر شده اوج بلند بودنم
|
|
مردن مرگ نابودی
تا حلا به مردن فکر کردین
رفیقان یک به یک رفتن منو در خود رها کردن
همه خود درد من بودن گمان کردن که همدردن
|
|
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است...
هاي زلال
|
|
When You Love Someone [Bryan Adams] When you love someone - you'll do anything you'll do all the crazy things that you can't explain you'll shoot the moon - put out the sun when you love someone you'll deny the truth - believe a lie there'll be times that you'll believe you can really fly but your lonely nights - have just begun when you love someone when you love someone - you'll feel it deep inside and nothin else can ever change your mind when you want someone - when you need someone ... when you love someone when you love someone - you'll sacrifice you'd give it everything you got and you won't think twice you'd risk it all - no matter what may come when you love someone you'll shoot the moon - put out the sun when you love someone
وقتی کسی را دوست داری
وقتی کسی رو دوست داری : وقتی کسی رو دوست داری – میخوای که هر کاری رو بکنی حتی کارهایی که به نظر احمقانه ست رو انجام میدی ماه رو پرتاب می کنی و خورشید رو جاش میزاری وقتی کسی رو دوست داری حقیقت رو تکذیب می کنی – به دروغ معتقد میشی زمانی حتی اعتقاد داری که میتونی پرواز کنی اما زمان تنها ماندنت در شبها فرا رسیده وقتی کسی رو دوست داری – اورا عمیقا در کنارت احساس می کنی و هیچ چیزی نمیتونه نظرو عقیده ی تو را عوض کنه وقتی کسی رو میخوای – وقتی به کسی احتیاج داری وقتی کسی رو دوست داری ... وقتی کسی رو دوست داری – میخوای که قربانی بشی هر چه داری میدی تا او را بدست بیاری و نمیخوای دوباره بهش فکر کنی . همه چیز را ریسک می کنی –اهمیتی نداره که چی پیش میاد وقتی کسی رو دوست داری ماه رو پرتاب می کنی و خورسید رو جایگزینش می کنی وقتی تو کسی رو دوست داری ...
|
حوصله ندارم مثل قدیم اپ کنم اینم به خاطره دوستانه |
|
nothing else matters so close no matter how far بسییار نزدیک هر اندازه که دور. couldn t be much moree from the heart بیش از این از دل برون نمی ایید. forever trusthing who we are دلگرمی جاودان از انچه هستم. and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد never opened myself this way هرگز خود را بدین سو نگوشودم life is ours,we live it our way زندگی از ان ماست که بزییم به شیوه خودمان all these words i don t just say و همه ان حرفهایی که بازگو نمی شود and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد trust l seek and l find in you ان دلگرمی که به دنبالشم در تو می یابم evry day for us something new هر روز برای ما چیز تازه open mind for a different view گشودن ذهن بر دیدگاههای نو and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد never cared for what they do هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میکنند never cared for what they know هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میدانند but l know اه که من می دانم! never cared for what they say هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میگویند never cared for what they play هرگز ارزش قائل نشدم برای بازیهایی که می کردند never cared for what they یخ هرگز ارزش قائل نشدم برای اعمالی که از انها سر میزد never cared for what they هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه می دانند and l know اه که من میدانم! and nothing else matters
و دیگر اهمیت ندارد
James Hetfield
metallica
|
|
the unforgiven
یعنی نابخشوده never shined through what ive shown هرگز بیرون نیایید از انچه نشاندادم never be هرگز نباش never see هرگز نبین wont see what mighthare been نخواهم دید انچه را که شاید بود what ive felt what ive known هر انچه احساس کرده و هر انچه شناختم never shined through what ive shown هرگز بیرون نیایید از انچه نشان دادم never rfee ازادی هرگز never me برای من هرگز so i dub thee unforgiven
پس ترا به نابخشوده ملقب می کنم |
|
کاش مي دانستی
من سکوتم حرف است حرف هايم حرف است خنده هايم، خنده هايم حرف است کاش مي دانستي مي توانم همه را پيش تو تفسير کنم کاش مي دانستي کاش مي فهميدي کاش و صد کاش نمي ترسيدي که مبادا دل من پيش دلت گير کند يا نگاهم تلي از عشق بدستان تو زنجير کند من کمي زودتر از خيلي دير مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد تو نترس
کاش مي دانستي چه غريبانه به دنبال دلم خواهي گشت
تازه خواهي فهميد مثل من عاشق مغرور شب افروزي نيست |
|
سعادت از آن تو باد
باشد که شادی های تو به روشنی صبح بدرخشند و غمهای تو فقط سایه هایی باشند که در پرتو نور عشق رنگ ببازند. باشد که آنقدر شاد باشی تا شاداب بمانی، هدفمند چندان که نیرومند پیش روی، غصه دار تا آنجا که انسان بودن را فراموش نکنی، امیدوار چندان که شادمان بمانی، روبرو شوی با شکست تا فروتنی بیاموزی، کامیابی چندان که مشتاق بمانی، دوستان در کنار تا آسوده زندگی کنی، ایمان به خود و شجاع تا غم بزدایی ثروتمند تا آنجا که بی نیاز باشی و سر آخر این که: پر اراده و مصمم تا هر روزت را با شکوه تر از دیروز آغاز کنی |
|
سلام به همه دیگه بریدم مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه غم با من زاده شده منو رها نمی کنه منو رها نمی کنه از غم نا مردمیها بغذها در سینه دارم شا نها یت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم |
|
چه درد آلود و وحشتناک نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود دریغ و درد هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود چه بود این تیر بی رحم از کجاآمد که غمگین باغ بی آواز ما را باز در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد از آن تنها و تنها قمری محزون خوشخوان نیز
چه جانسوز و چه وحشت آور است این درد نمی خواهم ، نمی آید مرا باور و من با این شبیخونهای بیشرمانه و شومی که دارد مرگ بدم می آید از این زندگی دیگر
بسی پیغامها سوگند ها دادم خدا را با شکسته تر دل و با خسته تر خاطر نهادم دستهای خویش چون زنهاریان بر سر که زنهار،ای خدا ای داور ای دادار تو را هم با تو سوگند ،آی مبادا راست باشد این خبر ،زنهار تو آخر وحشت و اندوه را نشناختی هرگز و نفشرده است هرگز پنجه ی بغضی گلویت را نمی دانی چه چنگی در جگر می افکند این درد خداوندا،خداوندا به هر چه نیک و نیکی،هر چه اشک گرم و آه سرد تو کاری کن نباشد راست همین،تنها تو میدانی چه باید کرد نمی دانم،اگر خون من او را بکار آید دریغی نیست تو کاری کن بتوانم ببینم زنده ماندست او و بینم باز هست و باز خندان است خوش ،بر روی دشمن هم و بینم باز گشوده در به روی دوست نشسته مهربان و گربه اش را بر روی دامن نشانده است او... الا یا هر چه زین جنبنده ای ، جانی ، جمادی یا نبات از تو سپهر و آن همه اختر زمین و و این همه صحرا و کوه و بیشه و دریا جهانها با جهانها بازی مرگ و حیات از تو سلام دردمندی هست و سوگندی و زنهاری الا یا هر چه هستِ کائنات از تو به تو سوگند دگر ره با تو ایمان خواهم آوردن و باور می کنم - بی شک - همه پیغمبرانت را مبادا راست باشد این خبر ،زنهار مکن ، مپسند این ، مگذار ببین ، آخر پناه آورده ای زنهار می خواهد پس از عمری ،همین یک آرزو ، یک خواست همین یک بار می خواهد ببین ، غمگین دلم با وحشت و با درد می گرید خداوندا ، به حق هر چه مردانند ببین ، یک مرد می گرید........
چه سود اما ، دریغ و درد در این تاریکنای کور بی روزن در این شبهای شوم اختر که قحطستان جاوید است همه دارایی ما،دولت ما،نور ما، چشم و چراغ ما برفت از دست
دریغا آن پریشا دخت شعر آذمیزادان نهان شد رفت، از این نفرین شده ، مسکین خراب آباد دریغا آن زن مردانه تر از هر چه مردانند آن آزاده،آن آزاد دریغا آن پریشادخت نهان شد در تجیر ابرهای خاک و اکنون آسمانها را ز چشم اختران دور دست شعر به خاک او نثاری هست ،هر شب ،پاک
مهدی اخوان ثالث |
|
شبنمی و آه
|
|
مرثيه به جست و جوي تو
! |
|
بچهه ها خسته ام خسته از خودم ارزوی جزء رهایی ندارم .............................................................................. دوست |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غم مرگ پدر کوچک غمي نيست. جگر مي سوزدو درد کمي نيست. پدر زيبا گل باغ وجود است. که بي او زندگي جز ماتمي نيست. |
| پیوندهای روزانه |
|
تنهاترین علی دنیا آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
GOD ¸.•*نگــــین عشـــق*•.¸ ... آرزوی همیشگی من خاطرات سحر هســـــــــــــــــــــــتی وروجــــــک پــــــــــــری هاااااااااا |
|
RSS
|