عشق چيست؟ از استاد زبان فارسي پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها كلمه اي هست كه ماضي و مضارع ندارد. از استاد زيست پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها ميكروبي هست كه از راه چشم وارد می شود ...... روشنفکر و هنر مند ..... دو بيتي ...... گوهر درون ...... هنر زندگي ..... من ابر بارنده به دريا ميگفت ..... لجبازي
از استاد ورزش پرسيدند عشق چيست؟ گفت :عشق تنها توپي هست كه هرگز اوت نمي شود.
روشنفکر آن است که چيزي ساده را پيچيده بيان مي کند و هنرمند آن است که چيزي پيچيده را به سادگي بيان مي کند
چارلز بوکوسکي
بدخواه كسان هيچ به مقصد نرسد
يك بد نكند تا به خودش صد نرسد
من نيك تو خواهم و تو خواهي بد من
تو نيك نبيني و به من بد نرسد
گوهر خود را هويدا کن کمال اين است بس ******خويش را در خويش پيدا کن کمال اين است و بس
هر اتفاقي که مي افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسيله اي است
.براي آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگي دريافت اين پيام هاست
من نبارم تو كجا دريايي
در دلش خنده كنان دريا گفت
ابر بارنده تو خود از مائي
.....
امضا
1- کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
2- کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
3- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
4-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
5- کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
6- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
8- کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
9- کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
10-کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند
.....
دوستی
« پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.»
......
+
نوشته شده در ساعت 2:4 PM توسط eric
|

تولدي ديگر زندگي شايد يك خيابان درازيست كه هر روز زني با زنبيل از آن ميگذرد زندگي شايد ريسمانيست كه مردي با آن خود را از شاخه مي آويزد زندگي شايد طفليست كه از مدرسه برميگردد زندگي شايد افروختن سيگاريست در فاصله رخوتناك يا عبور گيج رهگذري باشد كه كلاه از سر برميدارد و به يك رهگذر ديگر با لبخندي بي معني ميگويد:"صبح بخير" زندگي شايد آن لحظه مسدوديست كه نگاه من در ني ني چشمانت خود را ويران ميسازد و در آن حسيست كه من آنرا با ادراك ماه با دريافت ظلمت خواهم آويخت
+
نوشته شده در ساعت 0:53 AM توسط eric
|

سلام دوستان گلم
اریک دوباره برید
از خودم خسته شدم مرثی از تک تک شما دوستان خوبم
...........................
الان داغونم دوستتون دارم
امیدوارم عمری باقی باشه
بازم بتونم اریک موزیکو اپ کنم
برام دعا کنید فقط دعا
goodbye
+
نوشته شده در ساعت 7:57 PM توسط eric
|

کوچه بی تومهتاب شبی بازازان کوچه گذشتم همه تن چشم شداو خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه جانم گل یاد تودرخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از ان کوچه گذشتیم پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی به لب ان جوی نشستیم توهمه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت یادم ایید تو به من گفتی از این عشق حضرکن لحظه ای کم بر این اب نظر کن تو که امروز به نگاهی نگران است باش که فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفرکن با تو گفتم حضراز عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم روز اول که دل من تمنای تو پر زد چو کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست. رها کن! بي نياز هر چشم تنگي، ديده جانت را به روي دوستي هاي تازه بگشا.ورود تازه واردي مهربان را با همه اميدي که به زندگي داري به خودت، به من دلتنگ و به همه دوستاني که محبت تو را مي جويند نويد بده، تا متبرک و پرنشاط اين نيز بر تو بگذرد.......... براي آنها كه بيتقصيرند:
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
گاهي صداي قدم هاي پايي را مي شنوي که در کوچه زنده خاطره هايت تو راصدا مي زند و دل تو را نرم نرمک مي لرزاند.اين صدا را مي شناسي؟به ياد مي آوري که با دل تو چه کرده؟شوق پرواز را درآسمان از تو گرفت.دلهره اي نا خوانده را ميهمان زندگي ات کرد و تو مجبور شدي با همان قلب شکسته پذيراي کسي باشي که تو را به تنهايي سوق داده!اکنون به يادش بياور از لحظه اي که به تو رسيده تو از همه گسسته و به اوپيوسته اي و تو را درسي داده که مدتهاست از مکتب دل شيدا حذف شده:آري آري...........
اين صداي پاي تزوير است همان که مي گفت رهايي يعني :نه اين باشي و نه آن جايي بماني که ....کلام تو معجزه مي کند، نگاه تو عشق مي بخشد و گرمي دستانت پناه را نويد مي دهد و آن جايي سکوتت را بشکني که پرده دل ها را بدراني.حريم ها را بشکني، چشم ها را بگرياني.......آري.....اين صداي نيرنگ است،اين صداي ناامن دورويي است که مي خندد و مي رود و تو را دورادور مي نگرد تا نيابي و يافت هم نشوي.آيا زندگي مي کني که گم شوي؟به کنارت سايه هر و به پشت گرمي حمايت دوست را چمبره در صحراي غم کني!نازنين عمر را تبار لحظه اي پر غبار کني؟خاموشي، اي دوست!!!هستي صدايت مي زند،کسي آمده تا بگويد هنوز فرصتي باقي است اگر زندگي مي کني ،شفاف باش با درونت،با قلبت...با عطش عشق در نهادت مبارزه نکن.بپذير به جايي که عشق الهي منتظر توست نخواهي رفت...... تا از قالب تزويربيرون نيايي،تا با همه هستي آشتي نکني و در خانه ات را به روي مهرباني نگشايي...شوقت را کامل کن! در خانه ات کوبيده مي شود... در لحظه اي که آسمان ،تصوير بهشت را بر خود مي نشاند... آرام و سر به راه،دورويي را
تقديم به چشمهايي كه در راه ماندهاند و دلهاي غمگيني كه آنها را راندند، تقديم به اشكهايي كه غرورشان شكست و عهدهايي كه كسي آنها را نبست. زندگي شيبي است، عشق سيبي است.
قرار نبود كسي فقط بگويد دوستت دارم، قرار نبود كسي به هواي شكستن دل ديگري بماند .....
من و تو دور از هم ميپوسيم غمم از پوسيدن نيست غمم از زيستن بي تو در اين لحظههاي دلهره ست ...
از كودكي به من آموختند دوست بدار و حالا كه ديوانه وار دوست دارم ميگويند فراموش كن....
بياييد الان مه به هم نيازمنديم كنار هم باشيم
يه ستاره هر شب وسط آسمون چشمک مي زد – امشب جاي اون براي هميشه خالي شد . سحر توي خواب و بيداري بودم که صداي افتادن و شکستن اونو شنيدم – يک مرتبه بلند شدم . بيرون پر از نور بود . من با چشمهاي خودم جون کندن همون ستاره رو ديدم . توي چشمهاي من زُل زده بود که ... مُرد .
حالا شب شده و مي خوام اونو بين ابرها دفن کنم . صبر کردم تا شب بشه چون هميشه اين موقع بود که بيدار مي شد و تند تند چشمک مي زد . ابرها رو کنار زدم . اونو آروم بين ابرها گذاشتم . چشمهاي نيمه بازش رو بستم – آخه نمي خواستم روح ستاره چشمهاي نيمه بازش رو بدون نور ببينه – بعد روي اونو پر از ابر کردم .
آئينه کوچکم رو گذاشتم روي قبرش تا وقتي ماه در مياد جاي ستاره بازم روشن بمونه . حالا هر شب همه چشمک ستاره رو مي بينن- اون ديگه هيچ وقت نمي ميره 
who calls you back when you hang up on him
کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني
who will stay awake just to watch you sleep
کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند
wait for the guy who kisses your forehead
در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسدحمايتگر تو باشد
who wants to show you off to world when you are in your sweats
کسي که مايل باشد حتي در زماني که درساده ترين لباس هستي تورا به دنيا نشان دهد
who holds your hand in front of his friends
کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد
wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you
در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و
چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد
wait for the one who turns to his friends and says that's her
در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش بگويد اون خودشه[همان کسي که مي خواستم
+
نوشته شده در ساعت 7:12 PM توسط eric
|

كلاس درس در كلاس انتظار درسهاي گوناگون هست، درس دست يافتن به آب و نان، درس مهر و محبت، درس قهر، درس آشنا شدن و درس با سرشك غم از همديگر جدا شدن. در كنار اين معلمان درسها و در كنار پنجره هاي صفر ونمره هاي بيست! يك معلم بزرگ نيز در تمام لحظه ها و تمام عمر در كلاس هست و نيست نام او "مرگ" است و آنچه را كه درس مي دهد "زندگي" است. ...............................
سوگند به كتابهايي كه در قفسه ي كهنه ي كتابخانه ام به من نگاه مي كند .................................. تنها کسی خوب مرا درک می کند یک روز زادگاه مرا ترک میکند!!!!


.................................................
هر کجا عشق باشد موفقیت و ثروت هم هست
wherever there is love
there is also wealth
and success!!
تقدیم به بهترینم!!
ببینید !!!!!!
http://www.mrsignandprint.com/movies/movies.mv?moviename=3men
+
نوشته شده در ساعت 10:54 PM توسط eric
|

تو ایینه خودتو ببین چه زود زود توی جونی غصه امد سراغت پیرت کنه
نذار که تو اج جونب غبار غم بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه
منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا اخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد
خودش میگفت یه روز میزاره میره خودش می گفت یه روز خاطرهارو میبره از یاد
اخه دل من دل ساده من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار
اخه دل من دل دیوونه من دیدی انم تنهات گذاشت بعد از یه عمر عازگار
اخه دل من دل دیوونه من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار
دیدی انم رفت انم تنهات گذاشت رفت
تو موندی بی کس یو یک عمر خاطره پیش روت دیگه نیمیاد دیگه پیشت نمیاد
از اون چی مونده برات به جزء یه قاب عکس ربروت
اخه ذل من دل دیوونه من تا کی میخوای خیره بمونی روی عکس روی دیوار
تا کی میخوای بشینی به پاش بسوزی تاکی میخوای بشینی چشم به در بدوزی
در پی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه خودت بخواد تو رو
+
نوشته شده در ساعت 3:32 PM توسط eric
|

رو می کنم به ایینه رو به خودم داد میزنم
ببین چه قدر حقیر شده اوج بلند بودنم
+
نوشته شده در ساعت 11:16 AM توسط eric
|

مردن مرگ نابودی
تا حلا به مردن فکر کردین
رفیقان یک به یک رفتن منو در خود رها کردن
همه خود درد من بودن گمان کردن که همدردن
+
نوشته شده در ساعت 10:51 AM توسط eric
|

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است...
من سکوت را دوست دارم به خاطر ابهت بي پايانش
فرياد را مي پرستم به خاطر انتقام گمگشته در عصبانيتش
فردا را دوست دارم به خاطر غلبه اش به فلک کج رفتار
پاييز را مي پرستم به خاطر عدم احتياج،عدم اعتنايش به بهار
آفتاب را دوست دارم به خاطر وسعت روحش
زندگي ،ايده آل من است و من آن را تقديس مي کنم
به خاطر اين که روزي هزار بار نابودش مي کنم و نمي ميرد
تو هيچ مي دانستي از سكوت هم مي شود الهام گرفت؟
كه روشني هميشه بشارت بخش
و پرواز هميشه هم رهايي بخش نيست؟
كه بايد ساعت ها فقط بنشست تا رهايي آموخت؟
آري آزادي هميشه رهايي بخش نيست
اسارت را بياموز آن زمان كه در اوج تمنايي!
بياموز زيبايي هم صحبتي با ديوار را
همدلي با سايه را
بياموز كه آفتاب هميشه هم نويد بخش نيست
بياموز تا نو شوي
از نو بيافريني
از بند واژه ها به در آيي
و جهاني دگر آفريني
بياموز كه ديگر اميد حرفي براي گفتن ندارد
بياموز تغيير را
تحول را
اما از بن و ريشه تغيير ده!
بياموز كه زلالي را نه فقط در آب
هاي زلال
بلکه در گل آلودي مرداب ها هم مي تواني بيابي
بياموز كه وفا هميشه هم وفا نمي آموزد
از بي وفايي وفا بياموز!
از بي ثمري ثم
از خشم مهرباني
از نفرت عشق
از مرگ زندگي
بياموز كه آموختن مرز ندارد
و بي مرزي آموزش رايگان طبيعت است!
+
نوشته شده در ساعت 2:7 PM توسط eric
|

When You Love Someone [Bryan Adams] When you love someone - you'll do anything you'll do all the crazy things that you can't explain you'll shoot the moon - put out the sun when you love someone you'll deny the truth - believe a lie there'll be times that you'll believe you can really fly but your lonely nights - have just begun when you love someone when you love someone - you'll feel it deep inside and nothin else can ever change your mind when you want someone - when you need someone ... when you love someone when you love someone - you'll sacrifice you'd give it everything you got and you won't think twice you'd risk it all - no matter what may come when you love someone you'll shoot the moon - put out the sun when you love someone وقتی کسی را دوست داری وقتی کسی رو دوست داری : وقتی کسی رو دوست داری – میخوای که هر کاری رو بکنی حتی کارهایی که به نظر احمقانه ست رو انجام میدی ماه رو پرتاب می کنی و خورشید رو جاش میزاری وقتی کسی رو دوست داری حقیقت رو تکذیب می کنی – به دروغ معتقد میشی زمانی حتی اعتقاد داری که میتونی پرواز کنی اما زمان تنها ماندنت در شبها فرا رسیده وقتی کسی رو دوست داری – اورا عمیقا در کنارت احساس می کنی و هیچ چیزی نمیتونه نظرو عقیده ی تو را عوض کنه وقتی کسی رو میخوای – وقتی به کسی احتیاج داری وقتی کسی رو دوست داری ... وقتی کسی رو دوست داری – میخوای که قربانی بشی هر چه داری میدی تا او را بدست بیاری و نمیخوای دوباره بهش فکر کنی . همه چیز را ریسک می کنی –اهمیتی نداره که چی پیش میاد وقتی کسی رو دوست داری ماه رو پرتاب می کنی و خورسید رو جایگزینش می کنی وقتی تو کسی رو دوست داری ...
+
نوشته شده در ساعت 3:8 PM توسط eric
|

حوصله ندارم مثل قدیم اپ کنم اینم به خاطره دوستانه
+
نوشته شده در ساعت 2:30 PM توسط eric
|

nothing else matters so close no matter how far بسییار نزدیک هر اندازه که دور. couldn t be much moree from the heart بیش از این از دل برون نمی ایید. forever trusthing who we are دلگرمی جاودان از انچه هستم. and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد never opened myself this way هرگز خود را بدین سو نگوشودم life is ours,we live it our way زندگی از ان ماست که بزییم به شیوه خودمان all these words i don t just say و همه ان حرفهایی که بازگو نمی شود and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد trust l seek and l find in you ان دلگرمی که به دنبالشم در تو می یابم evry day for us something new هر روز برای ما چیز تازه open mind for a different view گشودن ذهن بر دیدگاههای نو and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد never cared for what they do هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میکنند never cared for what they know هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میدانند but l know اه که من می دانم! never cared for what they say هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه میگویند never cared for what they play هرگز ارزش قائل نشدم برای بازیهایی که می کردند never cared for what they یخ هرگز ارزش قائل نشدم برای اعمالی که از انها سر میزد never cared for what they هرگز ارزش قائل نشدم برای انچه می دانند and l know اه که من میدانم! and nothing else matters و دیگر اهمیت ندارد James Hetfield metallica 
+
نوشته شده در ساعت 1:28 PM توسط eric
|

the unforgiven یعنی نابخشوده never shined through what ive shown هرگز بیرون نیایید از انچه نشاندادم never be هرگز نباش never see هرگز نبین wont see what mighthare been نخواهم دید انچه را که شاید بود what ive felt what ive known هر انچه احساس کرده و هر انچه شناختم never shined through what ive shown هرگز بیرون نیایید از انچه نشان دادم never rfee ازادی هرگز never me برای من هرگز so i dub thee unforgiven پس ترا به نابخشوده ملقب می کنم
+
نوشته شده در ساعت 1:32 PM توسط eric
|

کاش مي دانستی من سکوتم حرف است حرف هايم حرف است خنده هايم، خنده هايم حرف است کاش مي دانستي مي توانم همه را پيش تو تفسير کنم کاش مي دانستي کاش مي فهميدي کاش و صد کاش نمي ترسيدي که مبادا دل من پيش دلت گير کند يا نگاهم تلي از عشق بدستان تو زنجير کند من کمي زودتر از خيلي دير مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد تو نترس کاش مي دانستي چه غريبانه به دنبال دلم خواهي گشت تازه خواهي فهميد مثل من عاشق مغرور شب افروزي نيست
سايه ها بوي مرا سوي مشام تو نخواهند آورد
در زماني که براي غربتت سينه دلسوزي نيست
+
نوشته شده در ساعت 2:8 PM توسط eric
|
