![]() |
![]() |
|
![]() |
|
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم |
تو از دلتنگي من چه مي داني ؟! و از دلتنگي يك جمعه ي پاييزي و از سطل خالي عشق و از دلتنگي شاعري آواره كه در رويا مي بيند قصه هاي بر باد رفته اش را و تو از عشق و من ناتمام و شب سياه و از حسرت بهار نارنج از دلتنگي پسری تنها چه مي داني ؟!!! |
من بی تو یه نا تمموم من بی تو یه نیمه جونم دور از تو نذار بومنم من بی تو... نه نمی تونم ای عشق راه دور من شکست دل مغرور من حادثه رفتن تو بود مهم نبود شکستنم به پای تو نشستنم مهم تو بودی عشق من نه قصه دل دل بستنم.... من بی تو یه بی نشونم من بی تو رو به جنونم... دور ارز تو نذار بمونم...من بی تو...نه نمی تونم جای تو اغوش منه... به معنی دوست داشتنه...رفتیو خاطرات تو قابم اتیش میزنه اشکام به وقت رفتنت...عذاب تلخ با ختنت...ارزششو داشت مهم نبود دل سوختنم... دور از تو پر پر زدنم...به افتخار عشق تو می گم که بازنده منم |
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد
|
|
عاقبت خواهم رفت پس هم سفرم باش!
|
|
خانه به دوش تو شدم بنگر که مرا تا کجا کشاندی عاشق روی تو شدم تو که جا ن مرا به لب رساندی ای با تو بودن حسرت دیرینه من ای راز عشقت تا ابد در سینه من ای با تو بودن حسرت دیرینه من ای راز عشقت تا ابد در سینه من از تو بریدن خیلی سخته نازنینم به تو رسیدن خیلی سخته نازنینم از تو بریدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم به تو رسیدن خیلی سخته خیلی سخته نازنینم
|
|
||||||
|
||
من مثل عاشقی با گل سرخ در دست نیامدم تا در دل مردم رخنه کنم! شعر من،صدای یک محکوم به مرگ است! مرگ تدریجی... با شنیدنش ناله خواهی کرد،و نفرین. از زندگیم چنان با تو خواهم گفت. که از من، دوری کنی هرگز نه شهرتی خواستم و نه ستایشی... بیست و جهار سال تمام: در زندان تنهایی خود زیستم... تقدیم به عشقم... |
|
با شمایم!...نشنیدید!...جوابم بدهید تشنگی کشت مرا،جرعه ی آبم بدهید تشنه ام ،وای اگر آب به دستم نرسد دست کم، آب ندادید،سرابم بدهید سالهاست که این شهر ،به خود مست ندید عقل ارزانی تان باد،شرابم بدهید درد عشق است که جز مرگ ندارد مرهم چوبه ی دار مهیاست طنابم بدهید خواب تا مرگ،کسی گفت،فقط یک نفس است قسمتم مرگ نشد، فرصت خوابم بدهید گفته بودیدکه هر جرم عذابی دارد عاشقی جرم بزرگیست عذابم بدهید تقدیم به عشقم.....
|
|
خدایا هیچوقت تنهامون نذار . خدایا خیلی دوست دارم همه جوره و بازم ممنونم که سر راهم آرزو رو گذاشتی تا امیده زنده موندم باشه . خدایاااااااااااااااااااااا ممنونم . آرزو کار نشد نداره اما هر چی فکر میکنم به جوابی نمیرسم . یه کاری هست که واسم واقعا نشد داره و هر کاری بخوام کنم نمیشه : کار سختیه نه محاله اصلا نشدنیه : میدونی چیه ؟! هر چی فکر میکنم میبینم توی دنیای به این بزرگی هر چی هم بگردم هر جا برم نمیتونم بهتر و مهربونتر و زیباتر و دوست داشتنی تر از آرزو پیدا کنم . تمام آسمونا رو بگردم نمیتونم ستاره ای به زیبایی چشمای تو پیدا کنم . تمام دریاها رو هم بگردم نمیتونم موجی به شکوه موج عشقت پیدا کنم . توی تمام دنیا ..... توی تمام آسمونا ....... توی تمام دریاها ....... فقط یه کسی هست که اسمش اشک رو روی صورتم می لغزونه و اونم تویی و بس . آرزو عزیزم ..... گل رز من .... عروسک قشنگم .... پری آرزوهام دوست دارم به اندازه عدد ۱ ( و اون عدد یک خداست ) .
|
ميدوني ارزو ديگه با خدا درددل نميكنم كه چرا اين جوري نشد چرا اونجوري شد .... بهش ميگم خداجون دوست دارم ... گريه ميكنم و صداش ميكنم و بهش ميگم اين پسر كوچولو ميخواد عروسكي رو كه تو سر راهش گذاشتي واسه هميشه پيش خودش نگه داره . به خدا ميگم اگه دوستم داري ارزو رو بهم بده تا هميشه با هم باشيم . تاهميشه گريه ها و شاديهامون ماله هم باشه . اسم ما رو به هم گره بزن . به خدا ميگم همين عروسك كوچولو بود كه باعث شد حالا تو رو كاملا بشناسم و بهت ايمان بيارم پس ازم نگيرش . |
|
ديوونه عشقت رو ببخش واسه اين ديوونه فقط كافيه يه بار جوابش رو ندي تا قلبش آروم آروم بايسته . هيچي نيستم اما با تموم نداريم با تموم ديوونه بازيهام با تموم خودخواهيهام دوست دارمممممممم و اين دوست داشتن رو با هيچي توي دنيا عوض نميكنم .
|
با تو از شور عشق سر شارم بی تو من چون درخت بی بارم ای نگاهت چو ابر باران زا غرق کن در هجوم رگبارم |
|
من میدانم که روزی خواهم مرد مرا در تابوتی سیاه بگذارید
تا همگان بدانند که سیاه بخت بودم چشمان مرا باز بگذارید تا همگان بدانند چشم انتظار از دنیا رفتم دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید تا همگان ببینند که به انچه خاستم نرسیدم و در اخر یک پارچه سیاه روی تابوتم بکشید تا همگان بدانند که هر چه ظلمت در این دنیا بود کشیدم
|
|
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصد هایی است که خبر می آرند از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک روی شنها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی تا ابدیت جاری است به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
|
|
عشق این است... عشق پرده ای زرین است که از ان می توان به برهوت زندگی نگریست و دریچه ای رو به خوشبختی دید. عشق عینکی است که از ورای ان زندگی زیباست و معشوق زیباترین. عشق رویایی است شیرین که بین عاشق و مشوق دیده می شود. اری عشق دریایی است که غریق در ان به زندگی دست می یابد و در ان جز پری ماهی زندگی نمی کند |
|
|
آن روز که دلم پیش دلت بود گرو دامان مرا سخت گرفتی که نرو امروز که دلت جای دگر بند شده است کفشان مرا جفت نمودی که برو ؟ ___________________________________________________ |
|
وقتی که نیستی ... « نگاهم را به دور دستهایم میفرستم . »
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
غم مرگ پدر کوچک غمي نيست. جگر مي سوزدو درد کمي نيست. پدر زيبا گل باغ وجود است. که بي او زندگي جز ماتمي نيست. |
| پیوندهای روزانه |
|
تنهاترین علی دنیا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
10/23/2009 - 11/21/2009 9/23/2009 - 10/22/2009 8/23/2009 - 9/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 7/23/2007 - 8/22/2007 6/22/2007 - 7/22/2007 8/23/2006 - 9/22/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 5/22/2006 - 6/21/2006 4/21/2006 - 5/21/2006 3/21/2006 - 4/20/2006 2/20/2006 - 3/20/2006 |
| پیوندها |
|
GOD ¸.•*نگــــین عشـــق*•.¸ ... آرزوی همیشگی من خاطرات سحر هســـــــــــــــــــــــتی وروجــــــک پــــــــــــری هاااااااااا |
|
RSS
|